این رگهای باریک
شلنگ های تابدار سفتی خواهد شد
شریان سیاه تا
خون دلمه رد شود از دل
و دل مثل ماهیچه ای از استخوانها
با صدای چرق کارخانه خواهد شد
خشمی در چشمی
مرگی در برگی
و سم به جای خون
خون در جای پاش
کجاش شب؟
کجاش شب؟
بپاش شب
بپاش شب
برچسب:
نویسنده: پویا نظری